خرید بک لینک
سلامممم

حالتون چطوره

اول اینکه 22بهمنو بهتون تبریک میگم و حالا...

بریم سراغ قصه گفتن

تو این سه چهار روز درس خوندن تعطیل بودالبته گوشی و تبلت هم تعطیل بوداز پنجشنبه تا صبح شنبه ک مسافرت بودیمعکساشم میزارم خدمتتون

خیلی هم خوش گذشت البته خوش گذرونی از شنبه شب شروع شد که دخترعمه جان همون مهسا

اومد خونمون دیگه تا تونستیم مسخره بازی و این چیزا در اوردیم

صبحشم ب زور رفتم مدرسه13تا غایب داشتیم از کلاس سی نفره

دیگه هیچ معلمه اصن نیومدن کلاس ماهم تا ساعت دوازده توی حیاط مدرسه ول میگشتیم

تا بلاخره رها شدیم

ظهر هم ک اومدیم خونه تا شب با مهسا روی سنگ نقاشی کردیم با ظرافت کامل

ک عکسشم براتون میزارم

شبش هم رفتیم نگای نورافشانی ک خیلی خوش گإشت همه با چترهای رنگارنگ زیر بارون اومده بودن بعدشم ی خورده اهنگ و ترانه پخش کردن

امروز صبح هم ساعتای 12دیگه مهسا اینا رفتنبازم مثل همیشه دلم تنگ شد به همین زودی

الانم ک بارون شدید میادحوصله درس مرس هم ندارم گفتم ی سر ب شماها بزنم

شماهاهم بگید تو این تعطیلات چیکاررر کردید

برچسب: نویسنده: آدرین اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 21:51

صفحه بندی