اولین بار
-
تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 12:27
اولین باری که اومدی خونمون ملیکام
❤️☘️
-
تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 12:27
بمونه به یادگار از مکانی که خیلی بهم آرامش میده و زیباترین خاطره هامو برام زنده میکنه
اندر حوالات دانشگاه
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 17:45
کم کم رسیدیم به پایان ترم یک و پایان ترم بوقی بودن
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 17:45
تو هر کلاسی ۲-۳ نفر هستن که احساس میکنن یه باند رو تشکیل دادن !سر دستشونم فکر میکنه جیمز بانده !اما در واقع اینا بیشتر شبیه عموهای فیتیله هستن پ.ن: کلاس ما هر سال همینطوره
خاطره های اسفند97
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 12:44
یادش بخیر اسفند نود هفت و تفریحاتش (19اسفند97-باغ ولیعصر-جاده دوان)باید قدردان تک تک لحظه هامون باشیمخدایا شکر
نود و هشت خدانگهدار....
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 12:44
پ.ن)عکس مربوط به نوروز97 که سال سگ بوداین عکسو خیلی دوست دارم عشقهجام ها و تزییناتشون با خودم بودچقدر اون موقع ها ازاد بودم....خب خب سلام بعد از کلی وقت تو اخرین روز اسفند و اخرین روز سال اومدم...این
یا صاحب الزمان
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 12:44
بیست و یک روز از بهار می گذرد .ما در خانه می مانیم .پایان زمستان را از پشت پنجره دیدم . و هر روز کنار پنجره می روم و رویش برگهای درختان را نگاه می کنمهرسال چنین روزی حیاط خانه پر از صدها نفری بود که به عشق امام مهدی (عج) جمع شده بودندو امسال سکوت حکم فرماستدلم گرفته است......یا حضرت مهدی خودت به ما ...
قدمت مبارک
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 3:56
به خونمون خوش اومدی
امتحانای ترم اول۹۸
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 3:56
تا این روزا که امتحانمو دادنشیمی ۱۹/۲۵فیریک ۲۰ریاضی۲۰فارسی ۲۰آمادگی ۲۰انشا ۱۹/۷۵تفکر ۱۹/۵زبان ۱۹/۵زیست۱۹جغرافیا ۱۹میدونم خیلی بد دادم عاقا به روم نیارییید خب :/ واسه یه دکتر این چیزا ارزشی نداره:-D
موفقیت هایم
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 3:56
و شنبه ای از شنبه های قشنگ من بود:)باز هم خبر شنیدن مقام دوم خط شهرستانو طبق معمول شقایق اول شد:/دوشنبه این هفته کارنامه مبارکم بدستم میرسدخدایا شکرت به امیدتو
تسلیت
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 3:56
تعطیلات بهمن98
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 3:56
تعطیلات امسال در خانه خاله سپری شد...از دوشنبه بیست و یک بهمنالی جمعه صبح 25بهمن که از سفر باز گشتیمراستی دوشنبه بهم خبر دادن که تفسیر قبول شدم و باید مسابقه کنفرانس بدمامیدورام نفر سوم هم که شده بشمو
محرم98
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:39
سلام به محرممحرم رو خیلی دوست دارم و خیلی زود داره میرهامروز که 5محرمهخلاصه دیشب برای اولین بار پاشدم با مامانم رفتیم هیعتشیوا هم قبلش پیام داده بود که بیا و ایناخلاصه شیوا رو بعد دوماه دیدم وای همش
تابستون 98
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:39
خب دیگه خیلی وقت بود نیومده بودم اینجا و دلم تنگ شده بودالانم اومدم عذر خواهیشهریور لنتی خیلی زود رفت خیلی...من که نفهمیدمتوی این یکماه نیومدم اینجا چون خیلی سرگرم بودمالانم حوصله تایپشون نداارمایشالله بعدافط بدونید من انلاینم
سال تحصیلی جدید -_-
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:39
سرعتی کهاین تابستون و تعطیلات داشتنمرحوم میگ میگ نداشتخیلی زود رسیدیم به آخرین جمعه تابستونهعی ...بلاخره گذشت و من به لیست کار های تابستونیم پایانی ندادماما حسرتشو نمیخورم به سلامتی این تابستون 98 هم
و اینک...
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:39
پارسال یا پیارسال برای امروز خیلی لحظه شماری کردم..ولی حالا بی تفاوت...مهر تو هم از دلم رفت...خودت خواستی!#مخاطب_خاص
با کلی خبر برگشتم
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 21:51
ســــلام حالتون چطوره؟ من ک عالی امروز صبح خیلی حالم بود سرما خوردم اخهسرماخوردگییی خر استتولی با دیدن کارنامه درخشانم شارژ شدم و سرماخوردگی از تنم پریدخیلی خوشحالم معدلم بیست شدهتبریک میگم به همه دوس
چگونه تعطیلات رو سپری کردید؟
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 21:51
سلامممم حالتون چطورهاول اینکه 22بهمنو بهتون تبریک میگم و حالا...بریم سراغ قصه گفتنتو این سه چهار روز درس خوندن تعطیل بودالبته گوشی و تبلت هم تعطیل بوداز پنجشنبه تا صبح شنبه ک مسافرت بودیمعکساشم میزارم
ولنتاینمون مبارک
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 21:51
سلام اره امروز ولنتاینه و من اومدم به تک تک عشقام تبریک بگمیه گروهش شماهایید که میاید و برام کامنت میزارید و همتون هم انرژی میدید و تعریفمیکنید ولنتاینتون مبارک عشقااولین ولنتاین در کنار وبموحالا میری
کارنامه
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 21:51
سلامممممممن بازم اومدماین هفته مرتب بهتون سرزدم چون که دوستای خوبی پیدا کردمچهارشنبه هفته قبلی به خاطر دهه فاطمیه نذری داشتیم و قرار بود تا ساعت یک و نیمتو مدرسه بمونیمالبته ما هرروز تا یک و نیم مدرسه